این داستان:

مسافر کوچولوی بهار

اصلا باورم نمیشد! روزی هزار بار هم خداروشکر کنم، بازم کمه!
اینجا همیشه امید هست

ما هم دوسال اول زندگیمون اصلاً به فکر بچه نبودیم. بعد از دوسال برای بارداری اقدام کردیم و دیدیم نتیجه ای نمیگیریم.

مشکل از همسرم بود. به دکتر متخصص ارولوژی مراجعه کردیم. اونجا ناامیدمون کردن و گفتن شما بچه دار نمیشین.

خیلی روز بدی بود … کلی با همسرم گریه کردیم. خدا این روزا رو واسه هیچکی نیاره انشاالله.

تا اینکه یکی از همسایه هامون، مرکز نوین رو بهمون معرفی کرد. راستش من که خودم اصلا امید نداشتم. اما هرطور بود همسرم رو راضی کردم و بالاخره سال ۹۸رفتیم مرکز نوین.

توی همون ویزیت اول، وقتی  خانم دکتر منصوری جواب آزمایش های همسرم رو دیدن، بهمون گفتن فقط باید آی وی اف کنین.

این جریان همزمان شد با شیوع فراگیر کرونا و یکسال کارهامون عقب افتاد.

 بالاخره سال ۹۹ دوباره رفتیم مرکز و من وارد سیکل درمانی آی وی اف شدم.

 دیگه ما خودمون رو سپردیم دست خدا و دوره درمان رو شروع کردیم.

خداروشکر همه چیز خوب پیش رفت و بعد از تخمک کشی، دوبسته جنین با کیفیت برام تشکیل شد. یادمه روز قبل انتقال با همسرم رفتیم حرم امام رضا و ازته دل از خودش کمک خواستیم … سه روز بعد  یعنی روز ۱۶ شهریور ۹۹ عمل انتقال داشتم و در کمال ناباوری، با اولین انتقال جواب آزمایشم مثبت شد؛ اونم با تیتر خیلی بالا

اصلا باورم نمیشد! روزی هزار بار هم خداروشکر کنم، بازم کمه! همه مراحل بعدش هم خیلی آروم وخوب پیش رفت. خداروشکر هیچ اذیتی نشدیم… بعد از نه ماه، توی اردیبهشت ۱۴۰۰ دخترم نازم به دنیا اومد. الان دوسال وچهار ماهه که شده همه زندگیمون …

از تمام  پرسنل و کادر درمانی مرکز نوین خیلی سپاسگزارم که با دلسوزی و صبوری در این مسیر دشوار مارو همراهی کردند.

حالا ما آماده‌ایم تا داستان شمارو بشنویم